|
|
|
|
|
در تکاپوی نوشتن نقدی بر کتاب صراطهای مستقیم دکتر سروش هستم، برای بار هشتم آن کتاب را به طور کامل خواندم و با اندیشه هایش دست و پنجه نرم کردم، ۳ مقاله نیز در له و علیه موضوع کتاب از سایت دکتر سروش گرفتم، برای پربار تر شدن نقد و منقح تر شدن موضوع در ذهن خودم.... ۱- مرگ ارزش ها - نقدی بر پلورالیزم دینی ۲- فهم پلورالیسم دینی، مقدم بر نقد آن است ۳- چرا کثرت گرایی دینی را نمی پذیرم
اجمالاً در گشت و گذارم در آن کتاب و در سایت دکتر، به چند نکته ی جالب بر خوردم، چرا شما خوانندگان از آن بی بهره بمانید.... *- تفسیر دکتر سروش از این آیه، واقعاً برایم مضحک بود؛ و من در این اندیشه که گاه انسان برای اثبات حرف خود از کجاها که نباید هزینه کند! « من کان فی هذه اعمی، فهو فی الاخرة اعمی» تفسیر دکتر: این آیه، سخن از کوران می گوید، نه از آنانی که چشمی دارند ولیکن، بعضی حقایق را ندیده اند....! اجمالاً از همه نابینایان عذر می خواهم که در آن دنیا نیز نابینا خواهند ماند! و نیز اگر با کسی پدر کشتگی دارید، کورش کنید؛ طبق این تفسیر تا دنیا دنیاست و ما هستیم (در هر دو جهان) طرف کور خواهد ماند! *- این خبر که سروش "پانردهمین روشنفکر و متفکر تاثیر گذار جهان" بود در آن زمان برای خودم هم جالب بود، امروز فهمیدم سلمان رشدی در آن رده بندی، دهمین متفکر و روشنفکر است! خنده ام گرفته بود از آن همه، در بوق و کرنا کردن خبر! و ما باز هم غافل از مقاصد سیاسی اکثر وقایع.... |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط م - چکاد
|
|
||
|
|
|
|
|
۱- در آستانه ی سفری یک هفته ای هستم، و اگر نبودم و یا جواب نامه و انگاره ای را ندادم، ناراحت نشوید. ۲- پست پیشین در بادی امر، فقط آن قسمت بالا بود و در وب گردی هایم، به آن خبر از شهرداری تهران برخوردم و چون از نگارش آن پست نیز چند ساعتی بیش نمی گذشت، علیرغم بی ربط بودن دو موضوع، به هم ربط شان دادم و در یک پست گنجاندمشان!! ۳- با کمال پررویی برای کارشناسی ارشد فلسفه علم و یا منطق نمی خوانم و عین خیالم نیست! چندیست که دیگر نمی توانم خود را در قالب خاصی محصور کنم، مگر دل و هوشم را برباید موضوعش! و کنکور ارشد هنوز دلمان را نربوده است! و چه کنم که دام خوش خط و خالش دانه ندارد تا مرغ دلم را لااقل مردد کند برای نشستن روی آن! ۴- هنوز به گمانم عطای کار و حقوق آن چنانی، می ارزد به لقای ارشد فلسفه! و هنوز از علنی کردن آن بیم دارم و زیر آبی می روم! ۵- چرا آدم عاقل نباید حقوق ماهی ۷۰۰ تومان را ول کند و برود ارشد و دکترای فلسفه بگیرد و بیکار باشد و حداکثر کار تحقیقاتی و پژوهشی کند و پوست کلفت تر از اینها باشد که تن به ابتذال زندگی بدهد؟!!! و چرا هیچ کدام از ۲ طرف ( نه مهندسان و نه دکتراهای فلسفه) انسان را تشویق نمی کنند به ادامه ی مسیری که خود، برای زندگی اش برگزیده؟!! ۶- قیافه ی کتاب "صراط های مستقیم دکتر سروش" را که می بینم، آمپر می چسبانم! مانده ام تساهل و تسامح چه ربطی دارد به موضوع این کتاب و کثرت بالفعل ادیان موجود چه ارتباطی با بر حق بودنشان؟!!!! و اینکه چرا دکتر سروش هم خیلی جاها، مارمولک بازی در می آورد! ۷- حتماً در آینده ای نزدیک، نقد خود را بر آن کتابم خواهم نوشت، و خواهم آپید! حداکثر ۲-۳ پست بعد... دیوانه چون طغیان کند، زنجیر و زندان بشکند --- از زلف لیلی حلقه ای، در گردن مجنون کنید
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 3:6 بعد از ظهر توسط م - چکاد
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد از مرگ، رابعه را به خواب دیدند؛ گفتند: "حال گوی." گفت: آن جوان مردان در آمدند، گفتند: " مَن ربّک؟ " گفتم: " باز گردید و خدای را بگویید: با چندین هزار هزار خلق، پیرزنی ضعیفه را فراموش نکردی، من که در همه جهان تو را دارم، هرگزت فراموش کنم، تا کسی را فرستی که: خدای تو کیست؟ " تذکرة الاولیاء *************************************** پ.ن: ۱- همین الان این مطلب را در یکی از وبلاگ ها خواندم، و باز هم کار احمقانه ای دیگر....
فکر نمی کنم نیازی به شرح داشته باشد؛ این تصویر در پشت بلیط های اتوبوس در تهران حک شده است اگر از شر مزاحمینی مانند حیوانات موذی و سگ های ولگرد و کارتن خوابها و متکدیان آزرده خاطر شده اید، بروید و بمیرید....! |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:37 بعد از ظهر توسط م - چکاد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط م - چکاد
|
|
||