در دفاع از همجنسگرایی (ادامه مطلب قبل)
ملتمسانه از شما خوانندۀ محترم تقاضا دارم، در صورت عدم خواندن دقیق و خط به خط پست، از خیر خواندنش بگذرید! ما را به خیر شما را به سلامت!
نه از شما خواستارم که سرسری بخوانید و نه آنکه رأی و نظری بگذارید! گدایی خواننده و نظر که نمی کنم. اگر فقط یک نفر به خوبی نوشتارم را بخواند و نقد کند، بهتر است تا صد نفر نگاهي سرسري بر آن داشته باشند و از روي اكراه نظري بگذارند! لااقل رأي و نظري اگر داريد، پس از خواندن متن و تدقيق و تأمل در آن، برايم بگذاريد.
باز هم ملتمسانه تقاضا مندم يا نخوانيد و يا دقيق بخوانيد و نظرات پَرت ندهيد! در کل این نوشتار، رنگ سياه نظرات و انتقادات اين حقير و رنگ آبي رأي و نظر ديگران است.
---------------
ابتدا برخي رئوس مقاله آقاي آرش نراقي "در دفاع از اقليتهاي جنسي" را -از منظر خودم- ميآورم:
((
* مفهوم «لواط» هم علیرغم آنکه بدون تردید مصداق آشکار روابط همجنسگرایانه است، با مفهوم مورد بحث ما فاصله دارد. دست کم، پیش از بررسی دلایلی که در تقبیح اخلاقی همجنسگرایی آمده، نمیتوان این دو مفهوم را یکی دانست. زیرا اگر به فرض معلوم شود که همجنسگرایی به لحاظ اخلاقی ناروا نیست، در آن صورت نسبت «همجنسگرایی» و «لواط» را باید مانند نسبت «غیر همجنسگرایی» و «زنا» تلقی کرد.
در عرف جاری هر نوع مناسبات جنسی ناهمجنسگرایانه را مصداق «زنا» نمیدانند. تعبیر «زنا» عمدتاً به آن دسته از مناسبات جنسی ناهمجنسگرایانه اطلاق میشود که از حدود موازین عرفی یا اخلاقی فراتر میرود.
بر همین قیاس، اگر بنا به فرض، معلوم شود که همجنسگرایی از آن حیث که همجنسگرایی است، اخلاقاً قبحی ندارد، در آن صورت تعبیر«لواط» را هم باید به آن دسته از روابط جنسی همجنسگرایانهای اطلاق کرد که از حدود موازین عرفی یا اخلاقی مربوطه خارج باشد.
نقد: در اين قسمت از مقال، مدعاي نويسنده به شدت از ضعف استدلال رنج مي برد و لااقل بنده آن را مبهم يافتم. تعريف مد نظر آقاي نراقي از لواط و افتراق آن با هم جنس گرايي نامفهوم مي باشد. قياسشان هم به گمانم مع الفارغ است. مگر آنكه در لواط رضايت طرفين را جاري ندانيم و از آن به تجاوز تعبير كنيم، كه باز با معناي عرفي و اخلاقي و ديني آن ناسازگاري مي يابد.
حدود موازين عرفي و اخلاقي غیر همجنسگرایي و وجه افتراق آن با زنا از ديرباز در جوامع مختلف مشخص بوده است، ولي در عرف جاري نمي دانم چه فرقي بين همجنسگرایي و لواط است. به نظر ميرسد در اينجا عقايد عرف و آقاي نراقي در هم آميخته تا از آن قياس مع الفارغي له مدعاي ايشان اقامه شود. خواهشاً يك نفر كه از مدعيات اين قسمت آقاي نراقي سر در آورده، آن را براي من توضيح دهد.
* رفتارهای انحرافآمیز (از آن حیث که انحرافآمیز است) خلاف ارزشهای «اخلاقی» نیست؛ بیشتر خلاف ارزشهای «زیباشناسانه» جامعه است.
بنابراین، رفتارهای انحرافآمیز رفتارهایی خلاف طبع و ذوق عمومی است. بسیاری از مردم خوردن گوشت مار یا قورباغه را چندشآور میدانند.
خوردن گوشت قورباغه خلاف ارزشهای اخلاقی نیست؛ اما خلاف ذوق و طبع بسیاری از مردم است. بنابراین، چه بسا امری به لحاظ اخلاقی نکوهیده نباشد؛ اما ذوق و طبع عمومی آن را بر نتابد و آن را نوعی انحراف به شمار آورد و نسبت به آن احساس اشمئزاز کند.
به نظر میرسد باید پذیرفت که رفتارهای همجنسگرایانه در پارهای جوامع از جمله رفتارهای انحرافآمیز به شمار میروند و در پارهای جوامع دیگر نه. یعنی منحرف دانستن یا ندانستن رفتارهای همجنسگرایانه از یک جامعه به جامعهی دیگر فرق میکند.
اگر نتایج بحث و بررسیهای این نوشتار درست باشد، در آن صورت لاجرم باید بپذیریم که مهمترین استدلالهایی که در تقبیح اخلاقی رفتارهای همجنسگرایانه مطرح شده، از استحکام کافی برخوردار نیست. به بیان دیگر، این ادعا که رفتارهای همجنسگرایانه اخلاقاً ناروا و در خور نکوهش است، بنیان عقلی استواری ندارد. و دینورزان خردپیشه لاجرم باید نتایج بحث و فحصهای عقلی درباره این قبیل موضوعات را جدی تلقی کنند.
نقد: اين بريده ها از نوشتار آقاي نراقي را گذاردم، تا عزيزان خواننده بار ديگر نگويند كه وي از عدم قبح اخلاقي همجنسگرايي دفاع ننموده است!! لااقل بنده با شعور اندك خود، اينگونه برداشت ميكنم كه ايشان نشان داده كه همجنسگرايي اخلاقاً رواست.
))
---------------
نقد لب و لباب نوشتار ايشان:
۱- آقاي نراقي در مواجهه با هم جنس گرايان ما را به مدارا فرا خوانده و نيز اين رفتارها را قبيح و غير اخلاقي ندانستهاند/ بنده همجنس گرايي را داراي قبح اخلاقي ميدانم، باري با در نظر گرفتن شرايط زمان و مكان قائل به مدارا مي باشم.
۲- "اگر p آنگاه q" هم ارز است با "اگر نقيض q آنگاه نقيض p"
اگر حكمي اخلاقي باشد، آنگاه تعميم پذير است.
اگر غير تعميم پذير باشد آنگاه غير اخلاقي است.
به نظر مي رسد هم جنس گرايي تعميم ناپذير است، آنگاه غير اخلاقي است/
به گمانم اصلي ترين ايرادي كه مي توان بر همجنسگرايي و غيراخلاقي بودن آن گرفت؛ تعميم ناپذيري آن است. ممكن است اشكال كنند كه هرگز روزي فرا نمي رسد كه تمام ساكنان زمين به همجنسگرايي روي آورند؛ باري به نحو پيشيني مي توان استدلال كرد كه در صورت تعميم پذيري تبعات و فجايع زيادي به بار مي آيد و صرف عدم امكان آن، اين قاعده اخلاقي را ملغي نمي كند. مثل آن كه بگوييم تمام ساكنان زمين كه نمي شود دروغ بگويند و دزدي كنند، سپس از اخلاقي بودن چنين اعمالي دفاع كنيم.
۳- در صورت پذيرش رفتارهاي همجنسگرا، به نحوي منطقي نيز مي توان از - مناسبات جنسی با «محارم» - «خود» ارضايي و يا استمناء - و سكس با حيوانات! دفاع كرد. اكثر ادله نويسنده را در صورت صحت، مي توان براي اين مناسبات نيز تسري داد.
۴- در صورت صدق مدعاي اصلي نويسنده، بايد به تبعات قهري و منطقيِ اجتماعي آن نيز تن در داد. اگر تبعاتي براي آن و نيز مناسبات جنسي ديگري كه ذكرش رفت، متصور باشيم.
---------------
نقدِ برخي نظرات خوانندگان، كه بار گذشته به خود زحمت ندادند و مقاله را با دقت نخواندند و نظري هم مرحمت نمودهاند!
* محمدرضا فرموده: نقد شما هم مثل برخی از استدلالات نراقی به کوره راه میره.از شماره ۲ شروع می کنم. دزدی و دروغ گویی در هیچ منطقی نمی تونه به کسی آسیب نزنه و با همجنس بازی خیلی تفاوت داره استدلالت از نظر من تا حدی مخدوشه.
جواب: عزيز من، دقيقاً خدشه استدلالام را نشان دهيد! بنده نخواستم كه از آسيب رساني دزدي و دروغگويي صحبت كنم، تمثيلي زدهام براي آن كه اهل نظر استدلال من را راحتتر هضم نمايند. دوباره با دقت بخوانيدش.
* زهرا فرموده: در مورد نقد شما به نظرم اول باید یک چیز را مشخص کرد. از چه نظر می خواهید نقد کنید. برای روشن تر شدن بحث فکر می کنم آدم اول باید مشخص کند که مثلا او نتیجه گرایی معتقد است؟ یا به وظیفه گرایی یا عاطفه گرایی ...؟ بنابراین شما هر کدام از این را در این موضوع خاص انتخاب کنید نتیجه ی متفاوتی دریافت می کنید.
حداقل تا انجا که من از نوشته های آرش نراقی آگاه هستم، به نظرم نراقی سعی آنچنانی در نشان دادن این که هم جنس گرایی قابل دفاع است نکرده است، بیشتر می خواهد جامعه ی مسلمانان را آماده ی تسامح با چنین اقلیتهایی کند. مخصوصا اینکه حکومت این را جرم در نظر می گیرد. بسیاری از این افراد دچار مشکلات شخصییتی هستند، و حتی در دپارتمانهای روانشناسی نیز کسانی هستند که بر روی این موضوع کار می کنند.
جواب: عزيز دل من، براي چه ميخواهيد من را در يكي از اين مكاتب طبقهبندي كنيد؟! كه بعدش راحت با چوب مكتب ديگري مرا برانيد؟!! استدلالات و انتقادات من واضح و مشخص است، به آنها جواب دهيد! در اينگونه موارد ناخودآگاه ياد آقاي ملكيان و سعيِ گاه بيهوده او، در طبقه بندي چيزها ميافتم!
خواهر من، شما عوض آنكه از آگاهي خود نسبت به نوشتههاي نراقي استفاده ميكرديد، به خود زحمت داده و مطلب مرا كه دقيقا چكيده مقاله ايشان است ميخوانديد! تا به بي راهه نرويد.
از مشكلات شخصيتي همجنسگرايان و كار بر روي اين موضوع در دپارتمانهاي روانشناسي گفتهايد. عزيز من، اگر اينان را بيمار و دچار مشكل بدانيم كه ديگر نميتوان بحث اخلاقي نمود. نكتهاي كه خود نراقي نيز بدان معتقد است. مگر آنكه منظورتان مشكلات ايشان در اجتماع و از ناحيه مردم باشد كه بحث ديگري است و بايد با توجه به شرايط زماني و مكاني مردم را به مدارا فرا خواند.
* و نيز زینب عزيز، تا جاييكه بنده فهميدم شما كاملاً در فهم مقاله آقاي نراقي، به بيراهه رفتهايد. ايشان رفتارهاي همجنسگرايانه را كاملاً اختياري و مشمول داوري اخلاقي ميداند. باري شما گمان بردهايد كه در نوشتار ايشان، لواط اختياري است و رفتارهاي همجنسگرايانه غير اختياري؛ كه اين طور نيست.
ببينيد فكر كنم كه از قضيه عكس نقيض آگاه باشيد. آقاي نراقي فرموده: "اگر آن تمایل بیرون از اختیار فرد دست دهد، مشمول داوری اخلاقی نخواهد شد. آنچه میتواند موضوع داوری اخلاقی واقع شود، فعل مختارانه است." و نيز در كل مقاله به داوري اخلاقي پرداخته. يعني اين افعال و رفتارها اختيارياند.
* مجتبی جان شما هم: آره اشتپ ميكني!! بابا به زمين و زمان قسم كه اينا نميگن رفتارهاي همجنسگرايانه يك بيماريه!!!
---------------
و در آخر:
- مقالهاي آورده شده بود و حواشيي بر آن نگاشته شده بود. خوانندگان عزيز عوض آنكه به لب و لباب مقاله بپردازند و تأمل كنند، اكثراً به يكي از تمثيلها و مصداقهاي بنده گير داده بودند! من از موضعم در رابطه با تسري استدلالات مقاله آقاي نراقي به -برقراري روابط جنسي با كودكان- گذشتم! قبول. ارتباط جنسي با كودكان بد است و كودكان گلهاي باغ زندگياند و نبايد از گل نازكتر به آنها گفت!! به اصل مقاله بپردازيد. با گير دادن به يكي از جزئيات و تمثيلهاي نقد بنده، اصل مقاله را مغفول نهادهايد.
- باز نياييد و بگوييد كه نبايد به حقوق اينها تجاوز كرد و غيره! بنده خود نيز با تجاوز به حقوق ديگران مخالفم و كدام عقل سليم است كه موافق باشد؟! عزيزان موضوع مقاله داوري اخلاقي در رابطه با رفتارهاي همجنسگرايانه است و نه رفتار ما با افراد همجنسگرا و الخ.

