تبليغاتX
ارباب سخن - تلاش برای آغاز بحث...!

تلاش برای آغاز بحث...!

۱- با شما روي گزاره "اصالت لذّت فردي" موافق مي‌شويم تا بحث ادامه پيدا كند!

۲- بنا به فرموده خودتان، گزاره‌هاي يارندي در كامنت پيشين را معادل نظريات خود شما انگاشته و در ادامه از آنها نيز استفاده خواهيم نمود.

۳- "التزام عملي" به يك فعل و يا قاعده خاص، هنگامي به وجود مي‌آيد كه آن فعل "ضمانت اجرايي" داشته باشد. التزام بدون ضمانت به گمانم معنايي ندارد. پس بهتر است مِن بعد، به جاي التزام عملي، بر سر "ضمانت اجرايي" بحث كنيم. چون بنيان‌هاي التزام عملي را بر پايه "وجود ضمانت اجرايي" مي‌دانم.

۴- انسان نسبت به يك موضوع -حال هر چيزي- سه نگره مي‌تواند اتّخاذ كند: (موافق؛ ممتنع؛ مخالف)

كه از لحاظ رياضي مي‌شود: (مثبت؛ صفر؛ منفي)

و يا در مورد افعال اخلاقي مي‌شود: (اخلاقي؛ غيراخلاقي؛ ضداخلاقي)

۵- خدا را شكر كه معتقد نيستيد انسان‌هاي بي‌دين با انجام عمل اخلاقي دچار تناقض مي‌شوند. و اين بدين معني است كه به زعم شما انسان‌هاي بي‌دين نسبت به يك فعل (اخلاقي-ضداخلاقي) موضع يكساني دارند. ابتدا فرض را بر اين گرفته بودم كه انسان بي‌دين از منظر شما، التزام خاصي به انجام گزاره‌هاي ضداخلاقي دارد و نسبت انسان سكولار و اخلاق؛ نسبتي منفي (مخالف) است. كه با فرموده‌هاتان، اين نسبت را بايد به ممتنع (صفر) فرو بكاهم. (زيرا اخلاقي عمل كردن انسان بي‌دين را متناقض ندانسته‌ايد.)

توضيح آنكه، طبق معادله‌اي كه در كامنت پست پيشين فرموده بوديد:

اصالت لذّت فردي + دين = التزام عملي به اخلاق

يعني ضمانت اجرايي احكام اخلاقي را دين (وعده بهشت و جهنم) دانسته‌ايد ==>انسان‌هاي بي‌دين ==> ضمانت اجرايي ندارند ==> التزام عملي ندارند.


***********************************************

و حال تلاش مي‌كنم پاسخ‌هاي دو پرسش پست پيشينم را (كه متأسفانه جوابي بدان‌ها داده نشد!) از كامنت‌هاتان استخراج كنم...!

( همه را با -بلي يا خير- مي‌توان جواب داد. مايه بهجت و سرور اين حقير مي‌شويد اگر بدان‌ها با همان بلي يا خير پاسخ داده و بحث را آشفته پيش نبريد! )

۱- گويا مراد از دين، فقط اديان ابراهيمي مي‌باشند.(به دليل وعده بهشت و جهنم در اين اديان‌) طبق اين نگره، به عنوان مثال بوداييان و هندوييان جزو طبقه‌بندي انسان‌هاي سكولار و بي‌دين قرار مي‌گيرند.


۲- پرسيده بودم كه بنياد اخلاق را چه مي‌دانيد؟ پاسخ شما اين بود: "اصالت لذت فردي"

به عبارتي: ملاك انجام هر فعل و عمل => لذّت شخص فاعل => قائل به "خودگروي اخلاقي بر پايه لذّت"يعني اخلاق را دين‌بنياد نمي‌دانيد.

۳- ضمانت اجراييِ انجامِ افعال اخلاقي را آموزه‌ها و وعده‌هاي دين (بهشت و جهنّم) مي‌دانيد.

۴- فرموده بوديد: "انسان سكولار پايبند هيچ اصل اخلاقي نيست و

۱- تظاهر به اخلاق مي‌كند.
۲- جسارت پذيرفتن الزامات الحاد را ندارد...

جسارتِ پذيرفتنِ "الزامات الحاد" چيست؟

از بين رفتن ضمانت اجرايي و در نتيجه التزام عملي ==> و در بدترين حالت "موضعي ممتنع نسبت به افعال اخلاقي"

الزامات الحاد را كه "التزام به انجام اعمال ضداخلاقي" نمي‌دانيد؟!

* نگاشته شده در 9:20 بعد از ظهر | راقم اين سطور: م - چکاد •